قبرها پر است از جواناني كه ميخواستند در پيرى توبه كنند...



مطلبی در ادامه مطلب قرار داده شده که خاطره ای از ریچارد فاینمن بنیانگذار فناوری نانو هنگام اقامت او در برزیل در سال 1951 را بازگو می کند. فاینمن که در طول مدت اقامتش یک ترم در دانشگاه برزیل تدریس کرده است. صرف نظر از کلمات تخصصی موجود در متن و طولانی بودن آن می توان به سابقه دراز "آموزش عقب افتاده" پی ببریم، آموزشی که به راحتی می توانیم امروزه در نظام آموزشی کشورمان حس کنیم!


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره این که برای چه کسی میتوان خواب را تعریف کرد؟ فرمودند:
الرُّؤْیَا لَا تُقَصُّ إِلَّا عَلَى مُؤْمِنٍ خَلَا مِنَ الْحَسَدِ وَ الْبَغْیِ.
رؤیا را جز برای مؤمنی که از حسادت و تجاوز مبرّاست، نباید بازگو کرد.
چنان که در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است:
در توصیههای دینی ما اکیداً گفته شده که مراعات حالات اولیهی میت را بکنید. که او خود را بیابد و در درک آن حالات و رفع سردرگمی و گیجی او را کمک بدهید.
لان یطعن فی راس احدکم بمخفط من یدیه خیر له من ان یمس امراة لا تحل له
اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یکی از شما فرود آید، بهتر از آن است که زنی را که نامحرم است لمس کند. (مرات النساء ص ۱۱۷)
احکام تکلیفى، مجموعه اى از بایدها و نبایدهایى است که از کتاب و سنّت و سیره مسلمانان گرفته شده و بر عموم مسلمانان واجب است به آنها توجه داشته باشند و برنامه عملى خود را بر اساس آن تنظیم نمایند.
متأسفانه بعضى از اشخاص گمان مى کنند دستورات اسلام بسیار سخت و پیچیده است، در حالى که تکالیف الهى، آسان و انعطاف پذیر است و این موضوع از روایات و آیات قرآن به خوبى فهمیده مى شود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره شوخی با زن نامحرم فرمود:

ماجرا از اینجا آغاز شد: آن هایی که اهل سنت نیستند
شرح ماوقع را می توانید خودتان بخوانید. نظرات بسیار خوبی مطرح شد و بزرگواران به خوبی در بحث شرکت کردند.
اما در این میان نظر یکی از کاربران برایم بسیار قابل توجه بود لذا قصد کردم این نظر را دراین جا منعکس کرده تا گفتگوی کوتاهی پیرامون آن داشته باشیم.
…اگه همه ی ما فقط انسانیت را در نظر داشته باشیم لازم نیست که به عقاید دیگران توهین کنیم یا بخواهیم دیگران نیز به عقاید ما معتقد شوند امیدوارم روزی بیاید که همه ی ما در عین حال که پایبند به اعتقاد خود هستیم به عقاید دیگران نیز احترام بگذاریم. تمام کسانی که می گویند اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انَّ محمداً رسولُ اللهِ مسلمان هستند. بنده به عنوان یک مسلمان تمام انسان ها را دوست دارم.
لان یطعن فی راس احدکم بمخفط من یدیه خیر له من ان یمس امراة لا تحل له
اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یکی از شما فرود آید، بهتر از آن است که زنی را که نامحرم است لمس کند. (مرات النساء ص ۱۱۷)
احکام تکلیفى، مجموعه اى از بایدها و نبایدهایى است که از کتاب و سنّت و سیره مسلمانان گرفته شده و بر عموم مسلمانان واجب است به آنها توجه داشته باشند و برنامه عملى خود را بر اساس آن تنظیم نمایند.
متأسفانه بعضى از اشخاص گمان مى کنند دستورات اسلام بسیار سخت و پیچیده است، در حالى که تکالیف الهى، آسان و انعطاف پذیر است و این موضوع از روایات و آیات قرآن به خوبى فهمیده مى شود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره شوخی با زن نامحرم فرمود:

بسم الله الرحمن الرحیم
از پیغمبر اکرم منقول است که حضرت فرمودند:
إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ لَمْ تَزَلْ قَدَمَا عَبْدٍ حَتَّى یُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ: عَنْ عُمُرِهِ فِیمَ أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِیمَ أَبْلَاهُ وَ عَمَّا اکْتَسَبَهُ مِنْ أَیْنَ اکْتَسَبَهُ وَ فِیمَ أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.
هرگاه روز قیامت بیاید، بنده قدم از قدم بر ندارد، مگر اینکه از او درباره چهار چیز پرسیده مىشود: ۱- از عمرش که در چه راه نابود کرده است؛ ۲- از جوانیش که در چه راه فرسوده است؛ ۳- از کسبش که از کجا بدست آورده و در چه راهى مصرف کرده است؛ ۴- و از دوستى ما اهل بیت.
دهقان با بیان اینکه شهید حسان اللقیس در زمان حضور وی در لبنان مسوولیت دفترش را بر عهده داشت، گفت: این شهید بزرگوار فردی خستگی ناپذیر عاشق شهادت بود و ارادت خاصی بله امام خمینی (ره) و پس از آن به مقام معظم رهبری داشت.


تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بیمعناست.»مثلاً وجود یک فرد تاثیر گذار و مهم و دوست داشتنی را به آفتاب مثال میزنند و صورت زیبا را به ماه چهارده. اما برای توصیف یک فرد زیبا نمیتوان به طوطی هرچقدر هم که زیبا باشد متمسک شد و یا یک آدم قد بلند را نمیتوان به زرافه و شتر مانند نمود! چه اینکه گاهی این عدم تناسبها به جای تمجید بوی بیاحترامی به خود خواهد گرفت.
همۀ انسان ها قبل از ورود به عالم دنیا، حداقل در دو عالم دیگر نیز زندگی کرده اند. این دو عالم عبارتند از:
- عالم ارواح
- عالم ذر
خصوصیت اصلی عالم ذر (یا بهتر بگوییم عوالم ذرّ) این است که روح انسان در آن عالم دارای بدنی ذرّه ای بوده است. به همین دلیل هم هست که به عالم ذرّ معروف شده است.
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ أَنَّهُ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی کَنَفِکَ وَ فِی جِوَارِکَ وَ اجْعَلْنِی فِی أَمَانِکَ وَ فِی مَنْعِک.[۴]
اشکالی ندارد، این کار را انجام دهید، برای بیمار خوب است.[۱]
همچنین از امام صادق علیه السلام سؤال شد، اگر کسی بیماری و درد داشته باشد میتوان جهت شفای او آیاتی از قرآن را نوشت و بر او آویزان نمود یا آن را بشوییم و به او بخورانیم؟ امام علیه السلام فرمود:
بله اشکال ندارد.[۲]
البته استفاده از آیات قرآن منحصر در شفای بیمار نیست، بلکه در روایات وارده از معصومین علیهم السلام، موارد متعددی ذکر شده است که میتوان از آیات قرآن و دعاهای خاصی جهت رسیدن به هدفهای معین استفاده کرد؛ مانند ادا و پرداخت قرض، جلب روزی، دفع غم و اندوه، دفع فقر، دفع سحر، دفع اثر چشم زخم، دفع تب، و… که از آنها به حرز و تعویذ،[۳] تعبیر شده است.
در اینجا برای نمونه به چند مورد اشاره میکنیم:
فدک یکی از دهکده های آباد و حاصل خیز نزدیک خیبر است و تا مدینه، 140 کیلومتر فاصله دارد. درسال هفتم هجری، قلعه های خیبر، یکی پس از دیگری فتح شدند و قدرت مرکزی یهود در هم شکست و ساکنان فدک تسلیم شدند و در برابر پیامبر متعهد شدند که نیمی از زمین ها و باغ های خود را به آن حضرت واگذار کنند و نیمی دیگر را برای خود نگه دارند و افزون بر این، آنها کشاورزی سهم پیامبرصلی الله علیه وآله را هم به عهده گرفتند تا در برابرش مزدی دریافت کنند.
برای نمونه فقط به چند مورد از بسیار اشاره می کنیم:
آیة الله مکارم شیرازی در این باره می فرماید:
این که به امام زمان علیه السلام اباصالح می گویند به سبب این نیست که فرزندی به نام صالح دارد، زیرا «اب» در لغت عرب، تنها به معنای پدر نیست بلکه به معنای صاحب نیز می باشد. «اباصالح» یعنی کسی که صُلَحایی در اختیار دارد. لقب اباصالح از آیه قرآن گرفته شده است:
وَ لَقَد کتبنا فِی الزَّبُور مِن بَعد الذَّکر أنّ الأرض یرثها عبادی الصالِحُون. (انبیاء: آیه ۱۰۵)
البته امام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید:
هرگاه راه را گم کردی، صدا بزن «یا صالح» یا بگو: «یا اباصالح ما را به راه راست هدایت کنید» تا خدا شما را مورد رحمت قرار دهد.
بنا بر روایت ذکر شده که در کتاب های معتبر روایی آمده، معلوم می شود، اگر انسان در راهی حرکت کند و به هر دلیلی راه را گم کند و نداند که از کدام سو باید برود، می تواند «صالح» یا «اباصالح» را صدا بزند و از ایشان درخواست راهنمایی کند.
در روایتی دیگر آمده است که «یا اباصالح ارشدونا»، لفظ «ارشدونا» جمع است که معلوم می شود گروهی به این کار (هدایت مردم) مشغول هستند. از برخی روایات می توان نتیجه گرفت که عده ای از این افراد، از جنیان هستند و خداوند آن ها را موکل زمین، برای راهنمایی مردم قرار داده است.
علامه مجلسی از پدر خویش نقل می کند، وقتی فردی به نام امیراسحاق استرآبادی در راه گم می شود، همین جمله روایت بالا را به زبان می آورد. آن گاه کسی می آید و به او کمک می کند. امیراسحاق می فهمد که او امام زمان علیه السلام بوده است، همچنین محدث نوری در حکایت دیگری از ملاعلی رشتی نقل می کند: یکی از اهل تسنن، مادری شیعه داشت و از او شنیده بود که لقب امام زمان علیه السلام «اباصالح» است و راه گم کرده ها را هدایت می کند. روزی او راه را گم می کند و از «اباصالح» کمک می طلبد، آن گاه کسی را می یابد که وی را تا نزدیکی روستایشان هدایت می کند و او نیز شیعه می شود.
بنابر دو حکایتی که سند معتبری دارند، «اباصالح» شامل امام زمان علیه السلام نیز می شود. حتی باید گفت، ایشان مصداق اصلی این روایت هستند و جنیان و دیگران به فرمان ایشان، مردم را هدایت می نمایند و گاهی نیز خود حضرت این امر را عده دار می شوند و گمراهان را هدایت می فرمایند.
مجموعهی دلایل زیادی وجود دارد که نشان میدهد آنها اهل سنت واقعی نیستند و تنها ترکیب دو لغت را بیجهت به نام خود ثبت نمودهاند.
از مهمترین دلایل این ناهمگونی نام و واقعیت، تئوری معروفی است که خلیفهی دومشان گفت و بعد از او بر آن پا فشردند.
نَظَر الوَلَد الى والدیه حُباً لهما عِباده
فرزندى که از روى مهر و محبت به پدر و مادر بنگرد، براى او در نامه اعمالش عبادت ثبت مىشود.
ماجرا از اینجا آغاز شد: آن هایی که اهل سنت نیستند
شرح ماوقع را می توانید خودتان بخوانید. نظرات بسیار خوبی مطرح شد و بزرگواران به خوبی در بحث شرکت کردند.
اما در این میان نظر یکی از کاربران برایم بسیار قابل توجه بود لذا قصد کردم این نظر را دراین جا منعکس کرده تا گفتگوی کوتاهی پیرامون آن داشته باشیم.
اولین ستون دنیا چیست: برکه العلماء، برکت علماء، البته علمای خوب، نه علمای….، علمای خوب، عالم ربانی که مردم را تربیت می کنند. امثال حاج مرتضی زاهد که در حال سکرات فرمودند: من پنج هزار نفر را تربیت کرده ام. آقای سید مهدی کشکی، حاج محمد یاسری، حاج وهاب خراسانی، حاج مرتضی زاهد، اینها عالم ربانی بودند.
عالمی که به یک اداره ای برود و نماز خالی بخواند که عالم ربانی نیست، چند تا مسجد و چند تا اداره نماز می خواند، نمازها را تندتند می خواند از این اداره می رود و به آن اداره، و از آن اداره به این اداره. به گفته بعضی ها اینها نباشند بهتر هم هست. ما که می گوییم علما، منظورمان علمایی هستند که به مردم خدمت می کنند، حالا خدمت علمی، خدمت کمک رسانی، خدمت مالی و غیره.
آقای محمود زیبا این خاطره از استاد بیان میکند:
سالها پیش، یک بار در تهران باران شدیدی آمد که به سیل تبدیل شد و تمام جویها را آب گرفت. در خیابان خراسان، خیابان زیبا، تولههای یک سگ از سرما و ترس سیل به گوشهای خزیده بودند و سگ ماده با ترس و اضطراب، میرفت و تک تک آنها را از آب بیرون میآورد. این در حالی بود که با این سیل شدید، احتمال غرق شدن آنها زیاد بود.
معرفت و شناخت امام زمان، امری حتمی و ضروری است، چرا که طبق حدیث نبوی مرگ کسی که نسبت به امام زمانش آگاهی ندارد، مرگ جاهلیت است. بنابراین یکی از وظایف یک مسلمان این است که امام زمانش را بشناسد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد. از جمله کوششها دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است که از خدا استعانت بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای او میسر و مقدور نماید.
