چوپان...
چوپان قصه های ما دروغگو نبود
او تنها بود از فرط تنهایی فریاد
گرگ گرگ سر میداد
افسوس که کسی تنهاییش را
درک نـکرد و همه در پی گــرگ
بودند در این میان فقط گــرگ
فهمید که چوپان تــنـهاســت...
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:25 توسط مجید حیدری
|
سنگر مجازی بفروئیه وابسته به پایگاه شهید چمران بفروئیه می باشد