کنش های موجود در عرصه سیاسی کشور مبنی بر مذاکره یا عدم مذاکره با امریکا منجر به بروز تحلیل های متفاوتی گشته است، عده ای معتقدند رابطه با امریکا کلید حل مشکلات فعلی است و باید با عادی سازی روابط با این کشور، در جهت رفع تحریم های ظالمانه از ایران تلاش کرد.به گزارش رجانیوز، عده ای دیگر نیز معتقدند امریکا همانند سه دهه گذشته دچار هیچ تغییری بنیادین و ماهوی نشده و مذاکره با این کشور در شرایط فعلی، جز ضرر برای مردم ایران و فروختن ژست مذاکره با ایران توسط امریکا، دستاورد دیگری نخواهد داشت، سیاست چماق و هویج امریکایی ها علیه جمهوری اسلامی ادامه خواهد یافت و برای حل مشکلات کشور باید به تقویت اقتصاد ملی و درون زا کمک کرد.
در همین راستا رجانیوز به بازخوانی 5 سخنرانی مهم و تاریخی رهبر انقلاب درباره می پردازد، سخنانی که ضمن تبیین دقیق علت دشمن های امریکا با ایران، به خوبی منطق چرایی لزوم عدم رابطه با امریکا را نیز تشریح می کند:
سیاست خاورمیانه ای امریکا دچار شکست شده، احتیاج به رو کردن برگ برنده مذاکره با ایران دارند

«اخيراً آمريكايىها باز مسئلهى مذاكره را پيش كشيدند، تكرار ميكنند كه آمريكا آماده است با ايران مذاكرهى مستقيم بكند؛ اين تازگى ندارد. مسئلهى مذاكره را آمريكايىها در هر مقطعى تكرار كردهاند. حالا امروز نو بهميدان آمدهها مجدداً تكرار ميكنند كه مذاكره كنيم و ميگويند توپ در زمين ايران است، توپ در زمين شماست، شما هستيد كه بايد پاسخگو باشيد، شما هستيد كه بايد بگوييد مذاكرهى همراه با فشار و تهديد، چه معنايى دارد؟
مذاكره براى اثبات حُسن نيت است. شما ده تا كار انجام ميدهيد كه حاكى از سوء نيت است، آن وقت به زبان ميگوييد مذاكره؟! توقع داريد ملت ايران قبول كنند كه شما حُسن نيت داريد؟! ما البته درك ميكنيم چرا آمريكايىها اين روزها باز مجدداً مسئلهى مذاكره را هى تكرار ميكنند، هى ميگويند پشت سر هم به زبانهاى گوناگون؛ ما ميفهميم علت چيست. به قول خود آمريكايىها، سياست خاورميانهاى آنها دچار شكست شده. آمريكا در سياستهاى خود در اين منطقه، دچار شكست است. احتياج دارند به اينكه يك برگ برندهاى را به قول خودشان رو كنند؛ اين برگ برنده از نظر آنها عبارت است از اينكه: نظام جمهورى اسلامىِ انقلابىِ مردمى را، بكشانند پاى ميز مذاكره؛ به اين احتياج دارند. ميخواهند به دنيا اعلام كنند كه ما حُسن نيت داريم. نه، ما حُسن نيتى مشاهده نميكنيم.
من چهار سال قبل - در اول اين دولت كنونى امريكا - كه باز همين حرفها را ميزدند، اعلام كردم، گفتم كه ما پيشداورى نميكنيم، قضاوت زودهنگام نميكنيم؛ ما نگاه ميكنيم ببينيم عمل اينها چگونه است، آن وقت قضاوت خواهيم كرد. حالا بعد از چهار سال، قضاوت ملت ايران چه باشد؟ از فتنهى داخلى حمايت كردند، به فتنهگران كمك كردند، در سطح منطقه با ادعاى مبارزه با تروريسم به كشورى مثل افغانستان لشگركشى كردند، اين همه انسان را پامال كردند، نابود كردند؛ با همان تروريستها امروز دارند در سوريه همكارى ميكنند، پشتيبانى ميكنند؛ همان تروريستها را در هرجايى كه توانستند در ايران به كار بگيرند، به كار گرفتند، عوامل آنها، همپيمانهاى آنها، جاسوسان رژيم صهيونيستى، دانشمندان را در جمهورى اسلامى ترور كردند صريح، اينها حاضر نشدند حتى محكوم كنند، حمايت هم كردند؛ اين عملكرد آنهاست؛ عليه ملت ايران تحريمهايى را كه خودشان ميخواستند اين تحريمها فلج كننده باشد، به كار گرفتند و اين را تصريح كردند و گفتند فلج كننده. چه كسى را ميخواستيد فلج كنيد؟ ملت ايران را ميخواستيد فلج كنيد؟ شما حُسن نيت داريد؟
مذاكره از روى حُسن نيت، با شرايط برابر، ميان دو طرفى كه نميخواهند به يكديگر كلك بزنند، معنا پيدا ميكند. مذاكره به صورت يك تاكتيك، مذاكره براى مذاكره، مذاكره براى فروختن ژست ابرقدرتى بيشتر به دنيا، اين مذاكره يك حركت حيلهگرانه است؛ اين حركت واقعى نيست. من ديپلمات نيستم، من انقلابىام، حرف را صريح و صادقانه ميگويم.ديپلمات يك كلمهاى را ميگويد، معناى ديگرى را اراده ميكند. ما صريح و صادقانه حرف خودمان را ميزنيم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را ميزنيم. مذاكره آن وقتى معنا پيدا ميكند كه طرف، حُسن نيت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نيت نشان نميدهد، خودتان ميگوييد فشار و مذاكره؛ اين دوتا با هم سازگار نيست. شما ميخواهيد اسلحه را مقابل ملت ايران بگيريد، بگوييد: يا مذاكره كن يا شليك ميكنم. براى اينكه ملت ايران را بترسانيد، بدانيد ملت ايران در مقابل اين چيزها مرعوب نخواهد شد.
يك عدهاى هم از روى سادهلوحى بعضاً، بعضى هم از روى غرض - نميشود انسان قضاوت قطعى نسبت به اشخاص بكند، اما كار آدم سادهلوح، با كار آدم مغرض، در ماهيت خود تفاوتى پيدا نميكند - خوشحال ميشوند كه بله، بياييد؛ نه، اينجور نيست، مذاكره مشكلى را حل نميكند؛ مذاكرهى با آمريكا مشكلى را حل نميكند؛ كجا اينها به وعدههاى خودشان عمل كردند؟
شصت سال است كه از 28 مرداد 32 تا امروز در هر موردى كه با آمريكايىها مسئولين اين كشور اعتماد كردند، ضربه خوردند. يك روزى مصدق به آمريكايىها اعتماد كرد، به آنها تكيه كرد، آنها را دوست خود فرض كرد، ماجراى 28 مرداد پيش آمد كه محل كودتا در اختيار آمريكايىها قرار گرفت و عامل كودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت كرد بين اراذل و اوباش كه كودتا را راه بيندازد؛ آمريكايى بود. تدبير كار را خودشان هم اعتراف كردند، اقرار كردند. بعد هم حكومت ظالمانهى پهلوى را سالهاى متمادى بر اين كشور مسلط كردند، ساواك تشكيل دادند، مبارزان را به زنجير كشيدند، شكنجه كردند؛ اين مال آن دوره است.
بعد از انقلاب هم در برههاى مسئولين كشور روى خوشبينىهاى خود به اينها اعتماد كردند، از آن طرف، سياست دولت آمريكا، ايران را در محور شرارت قرار داد. مظهر شرارت شماييد؛ شما هستيد كه در دنيا داريد شرارت ميكنيد، جنگ راه مىاندازيد، ملتها را ميچاپيد، از رژيم صهيونيستى حمايت ميكنيد، ملتهاى بپاخاسته را در اين ماجراى بيدارى اسلامى تا هر جا كه بتوانيد دچار سركوب ميكنيد و به استضعاف ميكشيد و بين آنها اختلاف مىاندازيد؛ شرارت متعلق به شماست؛ شأن شماست.
ملت ايران را متهم كردند به شرارت؛ اهانت بزرگ. هر جا به اينها اعتماد شد، اينها اين جورى حركت كردند. بايد حُسن نيت نشان بدهند. عنوان مذاكره، پيشنهاد مذاكره با فشار سازگار نيست؛ راه فشار با راه مذاكره دوتاست؛امكان ندارد كه ملت ايران قبول بكند كه زير چكمهى فشار، زير تهديد بيايد با طرف تهديد كننده و فشار آورنده مذاكره كند. مذاكره كنيم كه چى؟ كه چه بشود؟
امروز ملت ايران بيدار است. چهرهى آمريكا نه فقط در ايران، در منطقه شناخته شده است؛ ملتها به آمريكا سوء ظن دارند و اين سوء ظن قرائن متعددى براى آنها دارد؛ ملت ايران هم دست آمريكا را خوانده است، ميفهمد كه مقصود آنها چيست؛ ملت بيدار است. امروز اگر كسانى بخواهند سلطهى آمريكا را مجدداً در اين كشور بر قرار كنند، بخواهند از منافع ملى، از پيشرفت علمى، از حركت مستقل صرفنظر كنند براى خاطر رضايت آمريكا، ملت گريبان اينها را خواهد گرفت؛ بنده هم اگر بخواهم بر خلاف اين حركت عمومى و خواست عمومى حركت كنم، ملت اعتراض خواهد كرد؛ معلوم است. همهى مسئولين موظفند منافع ملى را رعايت كنند؛ استقلال ملى را رعايت كنند؛ آبروى ملت ايران را حفظ كنند.»
بیانات در جمع فرماندهان ارتش، 19 بهمن 1391
بعضی وراجی می کنند که نبود رابطه با امریکا برای ما مضر است/ آن روز که رابطه برای ما مفید باشد اولین نفری که اعلام کند بنده هستم
«رابطهى سياسى با آمريكا براى ما مضر است. اولاً خطر آمريكا را كم نميكند. آمريكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطهى سياسى داشتند، سفير داشتند؛ اين آنجا سفير داشت، آن هم اينجا سفير داشت. رابطه كه خطر جنونآميز و سيطرهطلبانهى هيچ قدرتى را از بين نميبرد. ثانياً وجود رابطه براى آمريكائىها - نه امروز، هميشه اينطور بوده - وسيلهاى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن كشور. انگليسىها هم همين طور بودند. انگليسىها هم در طول ساليان متمادى سفارتخانهشان مركز ارتباط با سفلگان ملت بود؛ كسانى كه حاضر بودند خودشان را به دشمن بفروشند. سفارتخانهها يكى از كارهايشان اين است.
در همين قضايائى كه حدود هفده هجده سال پيش در چين اتفاق افتاد و جنجال فوقالعادهاى شد، سفارت آمريكا محور و مركز ادارهى آشوبها و اغتشاشها بود. اينها اين خلأ را در ايران دارند؛ احتياج به پايگاه دارند، و پايگاه ندارند؛ اين را ميخواهند. احتياج به رفت و آمد آزاد و بىدغدغهى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتىشان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما اين را ندارند. ارتباط، اين را براى آنها تأمين ميكند. حالا مينشينند آقايان وراجى كردن و حرف زدن و استدلال كردن، كه نبود رابطهى با آمريكا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطهى با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطهى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم.»
بیانات در جمع دانشجویان استان یزد، 13 دی 1386
کسانی که دم از مذاکره می زنند یا الفبای سیاست را نمی دانند یا الفبای غیرت را/ رابطه با آمریکا خیانت و بلکه حماقت است
«بعضى در دلِ خود احساس ضعف مىكنند، يا چشمغرّههاى امريكا آنها را مىترساند، يا وعدههاى امريكا و امثال امريكا دل ضعيف و ناتوانشان را به خود جذب مىكند؛ لذا به سمت امريكا مىكشند. آنگاه ملت و جوانان مؤمن و مديران باايمان و باصفاى كشور را متّهم مىكنند كه اينها نمىتوانند؛ بنابراين ناچاريم برويم تسليم امريكا شويم!
كسانى كه دم از مذاكره با امريكا مىزنند، يا از الفباى سياست چيزى نمىدانند، يا الفباى غيرت را بلد نيستند؛ يكى از اين دو تاست. در حالى كه دشمن اينطور اخم مىكند، اينطور متكبّرانه حرف مىزند، اينطور به ملت ايران اهانت مىكند، تصريح هم مىنمايد كه مىخواهد عليه اين نظام و اين كشور و منافع آن اقدام كند، عدّهاى در اينجا ذليلانه و زبونانه مىگويند: چه كار كنيم؛ برويم، نرويم، نزديك شويم، با آنها صحبت كنيم، در خواست كنيم، خواهش كنيم؟! اين اهانت به غيرت و عزّت مردم ايران است؛ اين نشانه بىغيرتى است؛ اين سياستمدارى نيست. سعى مىكنند رنگ و لعابى از فهم سياسى به كار خود بدهند؛ نه، اين درست ضدِّ فهم سياسى است.
ملت ايران آرمانها و مقاصدى دارد كه در دنيا هر كس به اين مقاصد و نيز به ملت ايران احترام گذاشته و نظام جمهورى اسلامى را قبول كرده، ملت ايران در طول زمان با او مثل يك طرفِ برابر و مساوى وارد ميدان مذاكره و معامله شده است. ما با شوروى هم ارتباطات داشتيم، با اروپا و همه دنيا هم ارتباطات داريم. مسأله امريكا اين است كه هويّت اسلامى و ملى ما را قبول ندارد و اين را به زبان مىآورد. چرا عدّهاى از مدّعيان سياست و فهم، نمىفهمند؟! واقعاً جاى تأسّف است. حكومتى كه اينطور صريحاً مىگويد مىخواهم عليه نظام اسلامى و خواستِ ملت ايران عمل كنم و براى براندازى اين نظام بودجه مىگذارد، ارتباط و مذاكره با آن، هم خيانت و هم حماقت است!»
بیانات در دیدار با خانوده های شهدا، اول خرداد 1381
امام بالاتر از مذاکره را گفت و فرمود اگر امریکا آدم شود خودمان با او رابطه برقرار می کنیم
«ما در دنيا اهل مذاكرهايم. بنده از زمان رياست جمهورى هميشه به وزارت خارجه و دستگاههاى گوناگون تأكيد مىكردم كه برويد با دولتها و كشورها صحبت كنيد، در مجامع جهانى شركت كنيد. به رؤساى جمهور بعد از رياست جمهورى خودم هميشه تأكيد مىكردم كه مسافرت كنيد؛ در مذاكرات شركت كنيد و ارتباط داشته باشيد؛ رفت و آمد داشته باشيد. مبنائاً به مذاكره معتقدم؛ اما مذاكره با كه و بر سر چه؟
مذاكره براى رسيدن به يك قدر مشترك؛ دو طرف بايد همديگر را قبول داشته باشند؛ يك حدّ وسطى هم وجود داشته باشد؛ مذاكره كنند تا به اين حدّ وسط برسند. آن طرفى كه شما را اصلاً قبول ندارد، با اصل وجود شما به عنوان جمهورى اسلامى طرف است، با او چه مذاكرهاى مىتوانيد بكنيد؟! مذاكره بايد از موضع قدرت و قوّت باشد. كسانى كه در شرايط تهديد به فكر مذاكره مىافتند، ضعف خودشان را با صداى بلند اعلام مىكنند. اين حركتِ بسيار غلطى است. امام بالاتر از مذاكره را گفتند، فرمودند: اگر امريكا آدم شود، ما با او رابطه هم برقرار مىكنيم؛ يعنى اگر از خوى استكبارى دست بردارد؛ مانند يك طرف برابر، و نخواهد اهداف خودش را در داخل ايران تعقيب كند، در آن صورت او هم مثل بقيهى دولتها خواهد بود. اما واقعيّت اين نيست؛ آنها هنوز خوابِ دوران سلطهى زمان پهلوى را مىبينند.»
بيانات در ديدار كارگزاران نظام 27 اسفند 1380
اصل قضیه اسراییل است
«در اين سه، چهار سال اخير، گاهى امريكاييها در گوشه و كنار گفتند كه ما مايليم با ايران ارتباط داشته باشيم! اما هدف آنها از اين ارتباط چيست؟ اين را پوشيده نگه مىداشتند؛ تا اين اواخر كه يكى از دولتمردانشان - حالا دولتمردان كه چه عرض كنم؛ طرف، خانم بود! - سادهلوحى بهخرج داد و چيزى را كه آنها نمىگفتند، او در كلماتش افشا كرد! گفت ما با ايران رابطه برقرار مىكنيم؛ ليكن شرط اين رابطه اين است كه ايران اوّل بايد مسألهاش را با اسرائيل حل كند! بله؛ اصلاً قضيه همين است. اين را هميشه ما مىگفتيم، اما بعضيها ملتفت نبودند! مسألهى اصلى امريكا در رابطه با هر كشورى و بخصوص در رابطه با ايران اسلامى - كه امروز بلندترين پايگاه مبارزه با اسرائيل اينجاست - همين مسأله است."
بيانات در ديدار دانشجويان و دانشآموزان به مناسبت سالروز تسخير لانه جاسوسى امريكا 12 آبان 1380