آخرین نگاه
گذاشته بودنش توی قبر.کفن را باز کردند. مادرش آمد. نفسی کشید،گفت: پسرم تو رو قسم می دم به علی اکبر امام حسین(ع) یه بار دیگه چشماتو بازکن! چشم هایش بازشد،یا بازشان کرد. مادرش او را دید. دوباره چشم هایش بسته شد،یا بستشان. همه دیدند که علی اکبر امام حسین(ع) کار خودش را کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 10:33 توسط مجید حیدری
|
سنگر مجازی بفروئیه وابسته به پایگاه شهید چمران بفروئیه می باشد