به این لطیفه چند بار می خندید؟
پیری برای جمعی سخن میراند.
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 9:53 توسط محمدعلی برزگر بفروئی(مهندسی برق بیرجند)
|
سنگر مجازی بفروئیه وابسته به پایگاه شهید چمران بفروئیه می باشد